ای اشک، آهسته بریز که غم زیاد است ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز استامروز کسی محرم اسرار کسی نیستما تجربه کردیم، کسی یار کسی نیست . هر مرد شتر دار اویس قرنی ن
برچسب:
نویسنده: سجاد احمدی
ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی
ای فضل خوش چو جانی وز دیدهها
برچسب:
نویسنده: سجاد احمدی
سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق
برچسب:
نویسنده: سجاد احمدی